
شب چله، زاد شب خورشيد است
شب چله زاد شب خورشيد است، بنا بر باور پيشينيان، در پايان اين دراز شب، که اهريمني و گجستهاش ميدانستند و ميدانند، تاريکي شکست ميخورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده ميشود و روزها رو به بلندي مينهد. زايش خورشيد و آغاز دي را، آيينها و فرهنگهاي بسياري از سرزمينهاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شبهاي اهريمني رهايي مييافت و روزي سپند براي مهرپرستان بود.
انگيزههاي پايدار ماندن اين جشن را ميتوان بدين گونه شمرد، شب زايش خورشيد(مهر) است از باورهاي ديني کهن. بلندترين شب سال، يعني طولانيترين تاريکي است، نشانه اهريمني شبي شوم و ناخوشايند که از فردا به کوتاهي ميگرايد. پايان برداشت فرآوردههاي کشاورزي و آغاز آسايش و آرامش در جامعه کشاورزي است. همه گروههايي که از دسترنج و تلاش کشاورزان بهرهمندند، در جشن نخستين روز دي ماه و برداشت اين دسترنجها، در شگون و شادي کشاورزان شرکت ميکنند.
در زمان بيروني (440-362 ه. ق)به دي ماه، خورماه (= خورشيد ماه) نيز ميگفتند، که با نخستين روز خرمش (خرم روز=اورمزد روز)، پس از فروردين پر آيينترين ماه ايراني بوده است، چرا که نخستين روز ديماه (خرم روز) بلندترين شب سال را پشت سر دارد. پيوند اين ماه با خورشيد بر پايهاي درست استوار است. درين ماه، خورشيد از نو زاده ميشود. شايد ايرانيان از روزي که با گردش خورشيد آشنا شدهاند، خرم روز دي ماه را يکي از روزهاي خورشيد ناميدهاند.
از اين روز است که خورشيد دوباره رو به بالندگي ميگذارد و زندگي روستاييان، که پيوندي تنگاتنگ با طبيعت دارد، از نو، نو ميشود. ايرانيان هنوز هم آيينهاي شب چله ( يلدا) را برگزار ميکنند. چنين به ديد ميآيد، که اين آيين اگر هم ريشههاي ديني ( دين طبيعي) دارد تنها از سوي کشاورزان و دهگانان بدون نمايش ديني برگزار شده و توانسته است هم چنان پويايي خودرا نگه دارد و چون تا دهههاي نزديک به ما تودههاي کشور بيشتر کشاورز و روستايي بودهاند، اين جشن کم کم توانسته است از راه روستاييان آمده به شهرها و شهرنشين شده (از اين روي که جشن يادآور روزگار گذشته ايرانيان است) به ميان مردم رخنه کند.




